اولین روز نمایشگاه مادر ، نوزاد ، کودک
امروز برخلاف روزای دیگه به شوق یه عالمه خرید خوشگل موشگل زودتر از روزای دیگه بیدار شدم و با مامانی رفتیم نمایشگاه بین المللی که برای سیسمونی و اسباب بازی برگزار شده بود ...
از راه که رسیدیم ، بعد از اینکه ماشین رو تو پارکینگ پارک کردم به اولین غرفه سرزدیم که تقریباً تخت و کمد نوزاد بود ، مارکهایی مثل بی بی کر ، مامالاو ، مکسی کوزی ، چیکو ، بالسا .. که هرکدوم تعداد محدودی در حدود دو سه کار روعرضه کرده بودند و بعضی هم مثل چیکو فقط جنبه تبلیغاتی داشت برای شعبه ای که در حال افتتاح دارن ...
غرفه های بعدی هم که واقعاً افتضاح بودن و وقت تلف کردن ...
اصلاً ارزش این همه راه رفتن رو نداشت و جالبتر از اون پارکینگ بود که پر بود از ماشین های شماره شهرستان .. نمیدونم این طفلکیا که با هزار امید میان با چه احساسی بر میگردن ...
بهرحال تو رو خدا انصاف داشته باشید ، من نمایشگاههای زیادی رو تو کشورهای دیگه دیدم ، تو هیچ کشوری اینقدر سطح نمایشگاهها پایین نبوده و مایه ننگ ...
به این مردم بیچاره رحم کنید تو این گرما
..
..
خلاصه اینکه مامان نازنینم امروز هم چیزی گیرمون نیومد برای نازنین پسرمون بگیریم ، قرار بود فردا بابایی رو ببریم خرید ولی با این تفاسیر اینکارو نمیکنم ... چون ارزش رفتن نداره ، ولی مامانی جات خالی یه عالمه نی نی خوشگل تو کالسکه هاشون پر بودن و کلی دل مامانی رو برای دیدن عشقش آب کردن ...
دلم برا دیدنت پر میکشه نازنینم .... 

اولین روز نمایشگاه مادر ، نوزاد ، کودک
