الهی مامان دورت بگرده که برای اومدن اینقدر مصممی
گاهی پیش خودم میگم این نی نی ناز من چه عزمی جزم کرده برای اومدن تو این دنیا .... 
هروقت مامانی حالش بد میشه و میره دکتر ، همه نگرانیش اینه که نی نی نازش دستای کوچولو و خوشگلش رو از دل مامانی جدا کرده باشه ...
اولین سؤالی که از دکتر میکنم اینه که ضربان قلب نی نی نازم رو چک کنه تا مطمئن شم هنوز جاشو سفت چسبیده ...
خدایا هزار ، هزار بار شکرت می کنم برای این نعمت بزرگ ... برای اینکه هنوز من رو از خاطره ت نبردی و دست مهربونت رو از زیر سر پاره تنم برنداشتی .... 
خدا جون عاشقتم ، چون میدونم همه عمرش همینجوری مراقبشی ... هواشو داری .... خدایا به خودت می سپرمش برای همه عمرش که ایشالا هزار سال باشه .... 
مامان جونم تو که خدای به این مهربونی داری و خودت اینقدر قوی هستی که با هیچ مشکلی دست از اومدن بر نمیداری ، همین راه رو ادامه بده ، بهت قول میدم با این پشتکاری که تو داری دنیا از آن تو خواهد بود .... 
.
عاشق همیشگی تو
مامانی

الهی مامان دورت بگرده که برای اومدن اینقدر مصممی
