نی نی نازم

واکسن مرحله دوم

1393/1/11 0:30
نویسنده : نسیم بهار
186 بازدید
اشتراک گذاری

روز پنج فروردین روزی که دو ماهی بود استرس اومدنش تموم وجودم رو گرفته بود ، صبح با بابایی آماده شدیم و رفتیم خانه بهداشت چیذر ...

توی راه بابایی که داشت رانندگی میکرد یهو داد زد ااااااااااا !!!!!!!!!!

و من که داشم با دانیال نانازی حرف میزدم ، سرم رو بالا کردم و دیدم واااااااااااااااای ...

یه ماشین از پارک دراومد و بدون اینکه سمت چپ رو نگاه کنه پیچید جلو و بابایی هرچی سعی کرد ترمز کنه نتونست و زد به ماشین ... خداروشکر خیلی خسارت ندیدیم ولی بابایی که خیلی به خاطر دانیالش ترسیده بود فقط میگفت بچه ام ... و به راننده جلویی گفت آقا من بچه تو ماشینمه ... هرچی هم من میگفتم بابایی نگران نباش دانیال خوبه هول کرده بود ...

خلاصه رفتیم و آقا دانیال مثل یه مرد واکسنش رو زد ... الهی که دورش بگردم ...

الهی مامان بمیره و گریه پسرشو نبینه ... 

برای شب خونه خاله دعوت بودیم که اینقدر پسرم بیقراری کرد که زنگ زدیم و گفتیم که نمیتونیم بیایم ...

و تا زنگ زدیم و نرفتنمون رو اطلاع دادیم پسرم مثل یه مرد ساعت 9 خوابید و مامانی هم کنارش ...

بابایی هم تا ساعت یک و نیم فیلم دید و تو اینترنت بود ، مامان جون هم ساعت یازده و نیم سهم غذای مارو آورد و تحویل داد و رفت ...

و این هم از پنجمین روز عید مااااااااا

پسندها (1)

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نی نی نازم می باشد