من ، تو ، بابایی و حس خوشبختی
نانازی مامان سلام ... نمیدونم چرا این روزها اینقدر احساس خوشبختی میکنم ... شاید اولین و آخرین دلیلش بودن توست در وجود من ... توئی که وقتی همراهم هستی دیگر تنها نیستم ، و من این افتخار را دارم که تو را همراه هر لحظه خود داشته باشم ... و افتخاری که بابایی با تموم عشقی که به تو داره ازش محرومه و مجبوره که تورو به من بسپاره و بره سر کار و هی زنگ بزنه ازم در موردت بپرسه و سفارش کنه که چی بخورم و چی نخورم که تو به مواد مغذی که لازم داری برسی .... مامانی من ، وجود تو وجودم را سرشار از خوشبختی کرده ، سرشار از نشاط ، سرشار از حسهای خوب ... از وقتی به زندگی دونفره ما وارد شدی تغییرات مثبت و خوبی رو تو زندگیمون تجربه کردیم ... در مورد تمو...
نویسنده :
نسیم بهار
10:08

